الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
308
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
كِتابِيَه : « اى اهل محشر ! بياييد و نامه اعمال ما را بگيريد و بخوانيد » ( حاقه 19 ) اما وقتى مجرمان تبهكار نامه اعمالشان را به دست چپشان مىدهند آنها از شرمسارى و ذلت دست را پشت سر مىگيرند ، تا اين سند جرم و فضاحت كمتر ديده شود ، ولى چه فايده كه در آنجا چيزى پنهان شدنى نيست . جمله « * ( يَدْعُوا ثُبُوراً ) * » اشاره به تعبيرى است كه عرب به هنگام بروز يك حادثه خطرناك دارد ، و فرياد مىزند : « وا ثبورا » ! يعنى اى واى كه هلاك شدم ( توجه داشته باشد كه « ثبور » به معنى هلاكت است ) . ولى اين آه و ناله و داد و فرياد به جايى نمىرسد ، و به دنبال آن « * ( وَيَصْلى سَعِيراً ) * » است يعنى وارد آتش سوزان جهنم مىشود . سپس به بيان علت اين سرنوشت شوم پرداخته مىفرمايد : « اين به علت آن است كه او در ميان اهل و خانواده خود پيوسته ( از كفر و گناه خويش ) مسرور بود » ( * ( إِنَّه كانَ فِي أَهْلِه مَسْرُوراً ) * ) . سرورى آميخته با غرور ، و غرورى آميخته با غفلت و بيخبرى از خدا ، سرورى كه نشانه دلبستگى سخت به دنيا و بىاعتنايى به جهان پس از مرگ بود . بديهى است سرور و خوشحالى ذاتا مذموم و نكوهيده نيست ، بلكه مؤمن بايد به لطف خدا مسرور و در معاشرت گشاده رو و بشاش باشد ، سرورى مذموم است كه انسان را از ياد خدا غافل كند و در شهوات غوطه ور سازد . و لذا در آيه بعد مىافزايد : « اين به خاطر آن است كه او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند » و معادى در كار نيست ! ( * ( إِنَّه ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ ) * ) . در حقيقت منشا اصلى بدبختى او اعتقاد فاسد و گمان باطلش دائر بر نفى